احمد حاجى شريف ( عطار اصفهانى )

561

دائرة المعارف گياه درمانى ايران

آخر عمر بدون انقطاع وظيفه‌ى خود را انجام مىدهند و از انجام مأموريت محول شده غفلت نمىورزند . صافىها يا الك‌هاى معمولى كه تاكنون وجود داشته است معمولا بعد از مدتى كه كار كردند روزنه‌هاىشان مسدود شده و ديگر مثل اول كار نمىكنند . ولى روزنه‌هاى صافى كليه‌ها به‌طورى تميز نگاه داشته مىشوند كه هيچ‌گاه مسدود نمىگردند اما درصورتىكه مسدود شوند آن‌وقت است كه انسان دچار بيمارى كليه شده و به ندرت اتفاق مىافتد كه مرض كليه بدون مرض كبد باشد ، زيرا كليه اگر بيمار شود كبد هم بيمار خواهد شد . خون بدن كه در هر 7 دقيقه از كليه مىگذرد ، داراى تقريبا 5 / 1 كيلو نمك طعام ( كلردوسديم ) و نيم كيلوگرم بىكربنات دوسود ( جوش‌شيرين ) و مواد ديگر مىباشد . صافىهاى كليه از حيث نحوه‌ى عمل ، يكى از جالب توجه‌ترين اعضاء بدن به شمار مىآيند . هر صافى عبارت است از 20 تا 40 رگ كوچك به اندازه‌ى رگ‌هاى مويى ( عروق شعريه ) كه در يك فضا به شكل كپسول مجتمع شده‌اند . خون وقتى از راه ريه وارد اين كپسول مىشود ، به محض وصول به آنجا رگ‌هاى مزبور آن را جلب مىكند و آن‌وقت مانند آب كه از خلال تاروپود يك پارچه‌ى نازك عبور مىكند ، خون هم از خلال تاروپود رگ‌هاى مويى مىگذرد و بر اثر اين عمل تصفيه انجام مىشود . مقدارى از سموم خون من جمله اوره از خون مجزا مىشوند و قطره‌قطره ، بعد از طى لوله‌هاى باريك ، مانند لوله‌ى آب به مثانه مىرسند . وقتى به حد كافى اوره و ساير سموم داخل مثانه جمع شدند ، انسان احساس مىكند كه احتياج به دفع ادرار يعنى پيشاب دارد . در كپسول‌هايى كه تعريف شد خون وجود دارد ولى در لوله‌هايى كه به مثانه مىريزند ، خون وجود ندارد . اين لوله‌ها از كپسول‌ها به مثانه كشيده شده و در واقع به منزله‌ى لوله‌هاى فاضلاب هستند كه كثافات خون را به طرف مخزن يعنى مثانه مىبرند . به‌طورىكه گفته شد در خون مواد عديده وجود دارد كه به اتفاق خون وارد كليه‌ها مىشوند ، بعد از اينكه خون از صافىها گذشت و به بدن برگشت ، آن مواد نيز به اعضاى بدن بازخواهند گشت . در اين حال وضع صافىهاى كليه شبيه به صافىهايى است كه در آشپزخانه‌ها به كار مىبريم ( به نام آبكش ) ، مثلا پلو يا اسفناج يا سبزى پخته شده را در صافى يا آبكش مىريزيم كه آب آن خارج شود و بعد از اينكه آب خارج شد خود ، آن اسفناج يا پلو را جهت پختن و دم كردن مجددا به ديگ برمىگردانيم . كليه‌ها مانند قلب يكى از اعضاء با استقامت بدن هستند و به زودى از كار نمىافتند ، ولى بعضى از افراد مخصوصا كسانى كه در هر شبانه‌روز در كافه‌ها ، رستوران‌ها ، اغذيه و اطعمه‌فروشىهاى عمومى غذا ميل مىكنند ، در حق كليه‌ى خود بسيار ظلم و ستم روا مىدارند . بعضىها بيشتر از اين به كليه آزار مىرسانند و آنان كسانى هستند كه هميشه براى هر عارضه‌اى متوسل به قرص‌هاى مسكن ، داروهاى مرفينى ، جيوه‌اى و داروهاى شيميايى مىشوند . اگر كليه بر اثر خوردن بعضى داروهاى مسكن مسموم نشود و سنگ در كليه به وجود نيايد ، در صورتى كه فشار خون ، اوره و چربى خون زياد در وظيفه‌ى كليه توليد اختلال نكند ، كليه‌ها از كار بازنخواهند ماند و تا آخرين روز زندگى مانند يك كارگر جدى وظيفه‌شناس 24 ساعته بدون وقفه وظيفه‌ى خود را به انجام مىرسانند . دو مرض ديگر هم هست كه در انجام وظايف كليه اثر بد مىگذارد : يكى مرض قند ( ديابت ) و ديگرى مرض ضعف بنيه . اين دو مرض سبب اختلال در وظايف كليه مىشوند . به‌طور كلى بدن را مىتوانيم به يك كارخانه‌ى شيميايى تشبيه كنيم ، با اين تفاوت كه كارايى بدن انسان بسيار پيچيده‌تر است و انرژى بدن